ترس های ما از چه شکل می گیرند: | وقت طرب
۲۶ تیر ۱۳۹۱

ترس های ما از چه شکل می گیرند:

هر انسانی از ابتدای زندگی خود با مسئله ای به نام ترس رو به رو بوده و بارها و بارها آن را تجربه کرده است. ترس ازآینده ، ترس از اتفاقات ناگوار و یا ترس از یک اتفاق غیر منتظره همگی تجربه هایی هستند که افراد آن ها را درطول زندگی خود لمس کرده اند. به اعتقاد برخی از روانشناسان علت بیشتر ترس های‌ انسان، ترس های تقلیدی و یا ترس های یادگرفتنی هستند. آیا شما تا به حال با خودتان فکر کرده اید که ترس ها چگونه به وجود می آیند و چه اتفاق هایی رخ می دهند که باعث می شوند یک چیز در نظر شما ترسناک بیاید و شما مجبورید از درون خود آن ها را دور کنید؟ اصلاً درهنگام ترس چه فرآیندی در بدن ما به وجود می آید و چرا ما از اشیاء، اشخاص یا اتفاق های ترسناک ، دوری می کنیم.

روانشناسان معتقدند که وقتی ما با یک واقعه هیجان آور مواجه می شویم در بدنمان مجموعه کارکرد هایی به وجود می آید که به سیستم عصبی خود مختار مرتبط است. ضربان قلبمان تسریع می یابد. تنفسمان سطحی تر و سریع تر می گردد. دهانمان خشک می شود و مجموعه این واکنش های غیرارادی به این دلیل می باشند که خون از اندام های مختلف به ماهیچه ها سرازیر می شود تا قدرت و توان کافی را برای فرار یا مقابله با عاملی که باعث هیجان یا ترس شما شده است را داشته باشید. واقعیت این است که در طول زندگی انسان بعضی ازعوامل به طور طبیعی در درون ما ترس ایجاد می کنند و بعضی از مسائل در اثر همراهی با عوامل ترس آور طبیعی، در مواقع دیگر ایجاد ترس می کنند. روانشناسان به این اتفاق، شرطی شدن فرد در رویارویی با آن هیجان می گویند. بطور مثال، فرض کنید کودکی که هیچ خاطره مثبت یا منفی از آمپول زدن ندارد در مرحله اول خیلی راحت و بدون اعتراض از عمل آمپول زدن استقبال می کند، ولی زمانی که کودک را برای مرحله بعدی تزریق به درمانگاه برده می شود، کودک سریعاً نسبت به این عمل واکنش نشان می دهد و با جیغ و فریاد می خواهد مانع تزریق آمپول شود.

تعریف ترس: ترس عارضه ای واقعی است که کل زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و به صورت یک وسواس در می آید و گاهی مانع فعالیت طبیعی فرد می شود. ترس عبارت است از واکنش (شیمیایی و فیزیکی) درمقابل یک خطر و بطور کلی ترس ریشه بسیاری از مشکلاتی است که فرد از آن آگاهی ندارد و در گذشته فراموش شده او (ضمیر ناهشیار) قرار دارد، که بطور غیر ارادی رفتار و افکار او را جهت می دهد. بنابراین بسیاری از رفتارها و هیجانات خارج از کنترل ما می باشند. ترس عبارت است از یک احساس ناخوشایند و مبهم منتشر شده که همراه با هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته می باشد که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت‌ هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آن‌ ها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می‌ شود. همه انسان ‌ها در زندگی خود دچار این ترس می‌ شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید، غیرعادی و مشکل‌ ساز است.

ترس شرایطی است که درجریان تکاملی بشر رفته رفته اتفاق افتاده است. ترس پیش از حرف زدن بشر تکامل یافته و وجود داشته است. وقتی می ترسیم بدن ما واکنشی انفجاری از خود بروز می دهد؛ مردمک ها گشاد می شوند تا دید بهتر شود، ضربان قلب و شدت تنفس افزایش می یابد تا اکسیژن بیشتری به بدن برسد، عرق می کنیم تا خنک تر شویم، فرآیند هضم متوقف می شود تا انرژی به مناطقی از بدن برود که بیشتر به آن نیاز است و غدد فوق کلیوی «کورتیزول» ترشح می کنند. کورتیزول هورمون استرس است و بدن را در شرایط هوشیاری و آمادگی جسمی و ذهنی قرار می دهد. واکنش ما به یک ترس دقیقاً مثل همان ترس است، تنها تفاوت در این است که علت ترس ما می تواند به شدت غیرمنطقی باشد. به عنوان مثال وقتی با یک مار کبری رو به رو شوید و قرار باشد مار به شما حمله کند، ترس شما کاملاً منطقی و قابل درک خواهد بود؛ اما اگر عکس یک مار کبری به شما نشان داده شود و بعد شما به همان میزان بترسید این دیگر قابل درک و منطقی نمی باشد.

بحث ترس و عوامل ترس را می توان از منظر دیگری نیز بررسی نمود. اگر چنان چه علت ترس ما برایمان ناشناخته باشد، می بایست حتماً به یک پزشک متخصص مراجعه کنیم تا او بتواند ریشه اصلی آن ترس را در ما شناسایی کند. برخی از متخصصان معتقدند که علت بیشتر ترس های انسان ها، ریشه شخصیتی دارد. اختلال شخصیت مرزی، یک بیماری جدی اعصاب و روان است و مشخصه اصلی اش بی ثباتی و ناپایداری در خلق وخوست. این ناپایداری روی عملکرد و کارکرد فرد تأثیر می گذارد و مشکلات زیادی در زندگی خانوادگی، محیط کار و جامعه برای آن فرد به وجود می آورد.

به دلیل تنوع رفتاری و همچنین اعمالی که از فرد مبتلا به شخصیت مرزی سر می زند، محققان این اختلال را مرز بین روان پریشی (پسیکوز) و روان نژندی (نوروز) می دانند. روان پریشی نوعی نابسامانی روانی است که فرد مبتلا با دنیای واقعی ارتباط برقرار نمی کند و درک صحیحی از واقعیات ندارد. مثل بیمارانی که دچار توهم و جنون هستند. اما بیماران روان نژند خصوصیاتی دارند که بسیار رایج و شناخته شده اند. از شاخص ترین آن ها می توان به اضطراب، وسواس، افسردگی، ترس های مرضی و هیستری اشاره کرد. بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی بین این دو گروه قرار می گیرند. درواقع آمیزه ای از حالت های ذکر شده را (به طور موقتی نه همیشگی) دارند.

بعضی از محققان ترس‏ها را به پنج نوع دسته ‏بندى کرده‏ اند:
ترس از تفرد (مثل گریز از ازدحام یا تنها ماندن در خانه)

ترس از حیوانات.
ترس از قطع عضو.
ترس‏ هاى اجتماعى (مثل ترس از زیر نظر بودن دیگران هنگام کار)
ترس از طبیعت (مثل بلندى کوه)

طبیعى است که براى غلبه برهر یک از انواع ترس، پیشنهاد های مختلفى ارائه شده است. علاوه بر این، باید دید این ترس در چه مرحله‏ اى از مراحل رشد انسان شکل گرفته است و متناسب با آن مرحله (کودکى، نوجوانى یا جوانى و…)، راه ‏هاى غلبه را پیگیرى کرد. ترس موجب بى ‏قرارى مى‏ شود و شخص اگر موردى براى ترسیدن هم نداشته باشد، باز آن را براى خودش مجسّم مى‏ کند و ترس مى‏ تراشد! آنچه به طور آشکار در همه این افراد نمایان است، ناپایداری در خلقیات و عواطف شخصی آن هاست. این ناپایداری به گونه ای است که از فرد مبتلا به ترس، رفتارهای غیر قابل پیش بینی سر می زند؛ مثلاً یک لحظه گریه می کند، ناگهان خشمگین و پرخاشگر می شود و سپس نشانه های اضطرابی یا افسردگی از خود بروز می دهد. گاهی نیز احساس پوچی و تهی بودن دارد و دنیا را بی معنی می پندارد و اصولاً به هیچ مناسکی هم پایبند نیست. در کل انجام رفتارهای تکانه ای (لحظه ای) در این افراد بسیار بالاست.

یکی از اعمالی که مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی به صورت تکرارشونده از خود نشان می دهند اقدام به خود زنی و خودکشی است. اقدام به خودزنی با استفاده از اجسام تیز و برنده مثل تیغ، چاقو و قمه در نواحی ای مثل شکم، بازو، ساعد و عضو غیرغالب زیاد دیده می شود. مثلاً در افراد راست دست ممکن است در بازو و ساعد چپ خطوط ناشی از برش با چاقو دیده شود. آن ها نه تنها از آسیب رساندن به خود احساس درد و ناراحتی نمی کنند بلکه از آن لذت هم می برند. گاهی خون جاری شده را بو می کنند یا می لیسند. اقدام به خودکشی هم در این بیماران جدی تر و تهدید به خودکشی بیشتر است. آن ها با این اعمال قصد دارند تنش های درونی خود را تخلیه کنند و از این کار احساس رضایت می نمایند.

ترس های مرضی و سایر اختلالات وابسته به اضطراب در افرادی رایج تر است که از مشکلات فیزیکی خاصی مثل بیمارهای تیروئید، آرتریت، میگرن و بالا بودن فشار خون رنج می برند. همچنین به نظر می رسد افراد به شدت ترسو بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند. مطالعه ای که به تازگی در دانشگاه هاروارد صورت گرفته است، نشان می دهد که خانم های به شدت ترسو حدود ۶۰ درصد بیشتر در معرض خطر بیماری های قلبی و مرگ ناگهانی قرار دارند.

طبیعت ترس
ترس از سوسک وعنکبوت یا آراکنوفوبیا (arachnophobia) یکی از رایج ترین انواع وحشت در تمام دنیاست. ۵۰ درصد از خانم ها و ۱۰ درصد از آقایان چنین وحشتی را تجربه کرده اند. جالب این که تحقیقات نشان داده است که بسیاری از مردم بیشتر از آنکه از اسلحه بترسند از سوسک وعنکبوت وحشت دارند. اما چرا سوسک و عنکبوت ها باعث بروز چنین واکنش های فیزیکــــــی اغراق آمیزی می شوند؟ آمار واقعاً مستندی از درصد افراد مبتلا به انواع ترس های مرضی وجود ندارد، زیرا مردم به ندرت درباره چنین مشکلی با کسی صحبت کرده و برای درمان آن اقدام می کنند. مطالعات بین المللی نشان داده است که حدود ۱۰ درصد از جمعیت جهان در برهه ای از زندگی خود دچار نوعی ترس مرضی بوده اند؛ شایع ترین انواع این ترس های مرضی مربوط به سوسک، عنکبوت، مار، ارتفاع، توفان و پرواز بوده است. با این حال کمتر از یک چهارم این افراد به دنبال درمان مشکل خود رفته اند. متخصصان روانشناسی معتقدند درحال حاضر ما در وسط یک اپیدمی ترس قرار داریم. این می تواند مشکل مهمی قلمداد شود چرا که ما تمایل داریم ازعامل ترس خود فرار کنیم و بنابراین تا حد امکان سعی خواهیم کرد با این عامل وحشت رو به رو نشویم. اگر شما از چیزی که تا به حال ندیده اید یا به ندرت آن را می بینید، بترسید، می توانید زندگی عادی خود را داشته باشید، چون زیاد نخواهید ترسید و در نتیجه زیاد فرار نخواهید کرد اما اگر چیزی که عامل ترس شماست مدام در نزدیکی شما حضور داشته باشد، نمی توان به این راحتی ها از دستش خلاص شد، آن وقت زندگی طبیعی شما را مختل می کند.
• با ترس های واقعی و عینی چه کنیم
البته بسیاری از مردم در موقعیت های ترسناک واقعی قرار می گیرند. مثلاً در وسط یک تصادف بسیار شدید گیر می افتند اما حتی کسانی که در مناطق جنگی زندگی می کنند، آن هایی که خانه شان مدام در معرض سونامی و زلزله است هم می توانند یاد بگیرند که با این حس کنار بیایند. تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد مردم که تجربه ترسناکی داشته اند با مشکل استرس بعد از وقوع حادثه رو به رو می شوند. مثلاً چه عاملی باعث می شود کماندوها به رغم کار در شرایطی بسیار ترسناک و پراسترس همچنان بتوانند به این کار ادامه دهند؟ در این افراد انعطاف پذیری ذهنی بسیار بیشتر از توان بدنی اهمیت دارد. نیروهای ویژه نظامی در تمام دنیا یاد می گیرند که بر ترس های واقعی خود مسلط شوند. آن ها این کار را با کمک تمرکز روی هدف، تمرینات پی در پی، مثبت اندیشی و تمرینات بدنی به دست می آورند.
• برخی از انواع ترس های مرضی دور از ذهن
در مورد ترس های مرضی یا همان انواع فوبیا به طور کلی باید گفت اگر چیزی وجود دارد، این امکان هم وجود دارد که کسی در جایی از آن بترسد! به عبارت ساده تر امکان ترس مرضی نسبت به هر چیزی وجود دارد!
آیکومفوبیا: ترس از اشیای نوک تیز مثل چنگال
اکتروفوبیا: ترس از خرس های اسباب بازی
کالرفوبیا: ترس از دلقک ها
دندروفوبیا: ترس از درخت
امتوفوبیا: ترس از استفراغ
فوبوفوبیا: ترس از خود ترس
لپیدوتروفوبیا: ترس از پروانه ها
رانیدافوبیا: ترس از قورباغه
سوشیوفوبیا: ترس از گردهمایی های اجتماعی و جاهای شلوغ

در واقع ترس های مرضی می توانند زندگی بسیاری از افراد را فلج کنند. آنهایی که آگورافوبیا دارند، یعنی می ترسند از خانه بیرون بروند و درصورت درمان نامناسب ممکن است در نهایت برای سال ها خود را در خانه حبس کنند. افراد مبتلا به ایروفوبیا یا ترس از پرواز با مشکلات متعددی درزندگی خود روبه رو هستند، چون مدام باید با قطار و خودرو سفر کنند. آن هایی که از پرندگان یا پروانه ها می ترسند هم به محض رو به رو شدن با چنین مواردی دچار وحشت می شوند. حالا خودتان حساب کنید چقدر در روز ممکن است ما پروانه یا پرنده ببینیم. نکته جالب اینکه برخی از شدیدترین انواع ترس های مرضی به سادگی حتی درعرض چند ساعت قابل درمان هستند.

• تشخیص و درمان
در اختلال شخصیت مرزی مجموعه ای از اختلالات به طور همزمان یا با فاصله اندک رخ می دهد بنابراین ممکن است افتراق از بیماری های روانی مثل افسردگی، دوقطبی، اسکیزوفرنی، پارانویید، بیش فعالی و… کمی دشوار شود ولی در علم روان پزشکی ملاک های تشخیصی ای وجود دارند که به راحتی از سایر بیماری های روانی تمایز داده می شوند. معمولاً بیماری در سنین جوانی آشکار می شود (در خانم ها بیشتر از آقایان بروز می کند) هر چه اختلال دیرتر شناسایی شود، درمان نیز پیچیده تر و دشوارتر خواهد شد و حتی ممکن است زمان بیشتری برای درمان لازم باشد. گرچه این اختلال با افزایش سن بهبود می یابد ولی درمان نکردن آن، آثار مخرب خود را روی زندگی بیمار می گذارد. درمان انتخابی این اختلال روان درمانی است و درمان دارویی برای مواردی است که بیمار دچار جنون آنی، افسردگی و… است. در اینگونه افراد، بهتر است حتماً نزد پزشک خود رفته و تحت درمان قرار بگیرند، تجویز دارو هم باید تحت نظر روان پزشک باشد.
• گزینه های درمانی
بعضی از موارد ترس اصولاً بیماری نیستند و بدون نیاز به پزشک می‌توانند درمان شوند. به این موارد، ترس طبیعی می گویند که طی آن اضطراب به خوبی توسط بیمار کنترل و برطرف می‌شود (مثل ترس ناشی از امتحان). ترس طبیعی می‌تواند با روشهایی از قبیل حمام گرفتن به مدت طولانی، تنفس عمیق، صحبت کردن با شخصی مورد اعتماد، استراحت در یک اتاق تاریک و … تحت کنترل درآید. درمان فشرده، کوتاه مدت و گام به گام برای اختلالات عاطفی مانند: افسردگی، استرس و اضطراب، وسواس و افکار مزاحم، ترسها و فوبیهای مزمن، اختلالات و انحرافات جنسی، خجالت و عدم اعتماد به نفس، لکنت زبان، تیکهای عصبی و … لازم می باشد.

توجه: به نظر می رسد عدم اعتماد به نفس، خجالت یا ترس از ابراز وجود یکی از اصلی ترین و عمده ترین عوامل بوجود آورنده اختلالات عاطفی می باشند. همچنین عامل اعتماد به نفس مهمترین عامل پیشرفت کاری و حرفه ای فرد است. عوامل دیگر اختلالات روانی و عاطفی چون وقایع تلخ زندگی، نگرش منفی و عوامل ژنتیک و ارگانیک در اولویتهای بعدی قرار دارند.

درمان
ترس و اضطراب دو مقوله‌ ی به هم پیوسته و جدانشدنی هستد. عامل اصلی ترس، اضطراب است و بر عکس. ترس و اضطراب عوامل به وجود آورنده‌ ی زیادی دارند. ترس و اضطراب حالات هیجانی ناخوشایندی هستند که گاه به گاه افراد بی هنجار را هم مبتلا می سازند. لیکن به شکل بارزتری در زندگی مبتلایان به اختلالات اضطرابی خود را نشان می دهند. ترس از اضطراب ناشی می شود زیرا یک پاسخ هیجانی توأم با دلواپسی است که در مقابل چیزها و موقعیت ‌های خاص خود را نشان می دهد.

روان شناسان چهار جزء در پاسخ آموخته با ترس را مشخص کرده ‌اند که عبارتند از:

جزء شناختی: که در آن اشتغال ذهنی توأم با دلشوره از یک خطر احتمالی یا صدمه جسمی،‌ موقعیتی شرم ساز کننده یا بی کفایتی افشا شده وجود دارد.
واکنش جسمی: که تغییرات مردمکی و تنفسی تا اختلالات گوارشی و بی اختیاری در مثانه را شامل می‌شود.
جزء هیجانی: که شامل احساس نگرانی،‌ احساس ضعف و لرزش می باشد.
جزء رفتاری واکنش کلاسیک گریز: که در آن فرد برانگیخته می شود تا به منبع ترس حمله کرده و آن را نابود سازد و یا از موقعیت فرار کرده و از خطر رهایی یابد.

هر چند اضطراب همان چهار جزء ترس را دارد ولی باید از آن تفکیک شود. در اضطراب جزء شناختی مبهم واز نظر ذهنی نامتمرکز است. به جای آگاه بودن از خطری روشن و شناخته شده،‌ شخص از احساس نگرانی خود رنج می برد. تفکر غالب این است که چیزی وحشتناک درشرف وقوع است. شخص مبتلا قادر به حمله و تخریب منبع اضطراب نیست،‌ چون مشخص نیست،‌ توان فرار از آن را ندارد. اجزای جسمی و هیجانی اضطراب شبیه اجزای ترس است اما معمولاً شدیدتر از آن می باشد.

مراجعه به پزشک خانواده و تشخیص به موقع فرد، باعث می شود راه درمان سهل تر و آسان تر صورت گیرد هنگامی که خود درمانی فرد جواب ندهد، یا فرد دچار هراس بیش از حد یا علایمی جدید و غیر قابل توجیه شود. در آن صورت پزشک درمان دارویی یا درمان غیر دارویی (روش‌های کلاسیک) روان درمانی، درمان با هیپنوتیزم را به او پیشنهاد می‌ کند.از انواع درمان های دارویی و یا درمان های غیردارویی می ‌توان تن ‌آرامی (آرام ‌سازی)، حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی و … را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می ‌شود که بدن خود را برای مقابله مؤثر و مستقیم با عوامل تنش زا آماده کند.

————————————————————————————————————————–

-

ترجمه متن به انگلیسی

-

Dear Dr. Beheshtipour,
With all due respect, here is the translation of today’s text:
 
How are fears forms
 
Every human was in touch with the issue called “fear” from the beginning of their life and experience it from time to time. Fear of future, fear from unexpected events or fear from bad ones, all is tangible experiences through life. In some psychologist’s ideas, the reason of most fears is the simulated or learned fears. Have you ever thought how fears form and what make something frightening and why you have to avoid them even internally?
Essentially, in time of fear, what process will happen and why we avoid frightening things or events.
Psychologists believe that when we face interesting event, a chain of reactions happen inside which is related to our self-governing nervous system. Our heart beat will accelerate. Our breathing will quicken. Our mouth will dry and all these involuntary reactions are to facilitate blood to go to muscles to give them enough strength to escape or encounter the frightening or thrilling factor. The fact is, through every one’s life, some elements, naturally frightening us and some issue by accompanying with frightening issue in nature cause the fear. For example, imagine a child with no positive or negative memory of injection. The first time he will accept it with out protest, but after experiencing the pain, for the second time, he will protest drastically with cry and scream.
 
Definition of fear: fear is a syndrome can affect person’s life. The person can become precision and prevent person from performing his daily duties. Fear means reaction (physically and chemically) in front of danger and generally fear is rooted in many problems that the person is not aware of them and may lay in his forgotten past (Unconscious) which directing his uncontrollable ideas and behaviors. So many behaviors and excitements are out of our control. Fear means a diffused unpleasant and vague feeling accompanied with confusion and concern about unknown source and contains uncertainty and desperation with physiological motivations. Repetition of stressful events which caused any kind of harm to the person can make them nervous. It is common for all people. But sever and chronic stress is unusual and problematic.
Fear is an issue grows through human’s history. It has been created even before human being able to talk. When we afraid, our body react in exploded mode; pupil will widen so we would be able to see well. Heart beat and breath will increase to deliver more oxygen. We sweat to cool down our organs; the digesting process will stop so energy will spread where it most needed. Adrenal glands secrete “Cortisol” which is stress hormone and put the body in terms of consciousness, mental and physical fitness. Our reaction to fear should be in line with frightening element. Yet it can be unreasonable as well.  For example, when you afraid of a snake in some extend, your fear is normal and reasonable but if you see a picture of a snake and afraid the same amount, that is not understandable or reasonable.
The subject of fear and its element can be seen from another point of view. If the reason of fear is unknown to us, we should see a doctor so he can identify it for us. Some experts believe that most of people’s fears rooted in their personality. Border personality disorder is a serious illness in the field of psychiatry and its main characteristic is instability and variation in temperament. This variation can affect the performance and personal function and can create many problems in family, social and professional life.
Because of variation in behavior and actions of people with border personality disorder, researchers called this disorder a border between psychosis and Neurotic. Psychosis is a mental disorder which the patient cannot connect with real world and there is no correct understanding about reality; like those who have illusion and are insane. But Neurotic patients have well-known characteristics. The most famous ones are stress, obsession, depression, phobia and hysteria. Those who have border personality disorder lay in between. In fact it is a mixture of both (but temporarily not permanently)
 
Some researchers divided fear into five categories:
 
۱-  Fear of loneliness ( fear of being alone)
2-  Fear of animals.
3-  Fear of mutilation.
4-  Social fears (fear of being watched by others while the patient is working).
5-  Fear of nature ( like mountain)
 
It is natural to have different suggestions to win over a fear. Beside all, we should see that such fear formed in which stage of human’s development and according to that stage (childhood, adolescence, youth…) find the ways of winning over it. Fear may cause unrest and even if there us nothing to fear of, the person will picture the frightening element and in some word, create the fear himself.
What is obvious in all these is the instability in mood and personal emotions. This instability causes the frightened person to have unpredictable behavior. For example, cry in one minute, suddenly became angry and aggressive and then shows varieties of stressed and depressed emotions. Sometimes have feelings of emptiness and find the world meaningless. He is not committed to any doctrines and in general momentary behaviors are very common among these groups of patients.
One of the frequent behaviors of people with border personality disorder is self- mutilation and suicide.
Self-mutilation by sharp objects like blade, knife and cutlass in belly, forearm and non-dominant organs is very common.
In right hand people, for instance, the signs of cuts in left arm caused by blade or knife are very common. Not only they don’t feel any pain by doing that, but also they enjoy it. Sometimes they smell or taste the sunning blood. Suicide is common in serious cases. By committing suicide, they empty the tension and become satisfied.
Phobia and other disorders related to stress and anxiety is common in patients with physical disorders such as thyroid, arthritis, migraine and high blood pressure. The risk of heart diseases is higher in timid people. A new research in Harvard University has shown that very timid ladies 60% have higher risk of heart attacks.
 
·      Fear of nature:
Arachno phobia or fear of spider or cockroach is the most common fear. 50% of women and 10% of men experience such fear. It is interesting to know that researches shown that most of people afraid of spider and cockroach more than gun. But why these insects cause such exaggerated reactions? There is no solid statistics about number of people who suffer from different kinds of phobia because people rarely talk about it or seek cure. International researches shows that about 10% of people of the world, suffered to some extend from one kind of phobia at least once during their life time. The most common phobia is about cockroach, spider, height, storm and fly. Yet less than once forth pf these people seek cure.
Psychologists believe that we are now in a middle of a fear epidemic. That can be a serious problem which we all have tendency to escape our fear and try as hard as possible not to face it. If you afraid of something never faced with or afraid of an event never occurred to you, you will be able to live a normal life because you won’t afraid that much and as a result you won’t have to run from it very often. But if the frightening element is very common in your living area such as birds for example, you won’t be able to deal with it easily and such fear and disrupt your life.
 
·      what should we do with real and objective fears:
Of course, many people confront a really frightening situation; for example stuck in a middle of a very bad car accident. But even those who live in a middle of a war zone or those who their houses are subject of earthquake or tsunami can learn how to encounter such feelings. Only 15 or 20 percent of people have frightening experience so serious which followed by post-stress. For example, what element can stop a soldier from performing his duties? In these kinds of people, the mental flexibility is more important than physical strength. Armies of all around the world, learn to overcome their real fears. They gain such power by concentrating on the goal, frequent exercises, thinking positively and physical exercises.
 
·      Some far-fetched phobias:
About phobia, in general, we should say that there is the possibility of nearly fearing anything, anytime.
Aichmophobia: fear of sharp objects.
Arctophobia: fear of teddy bears.
Coulrophobia: fear of clowns.
Dendrophobia: Fear of trees.
Emetophobia: Fear of vomiting.
Lepidopterophobia: fear of butterflies.
Ranidaphobia: Fear of frogs.
Sociophobia: Fear of social gatherings and crowded places.
 
In fact, phobias can paralyze people from their daily life. Those for example, suffer from Agoraphobia, means they afraid of going out, in case of improper therapy may imprison themselves inside a house for over years. Those with aerophobia, the fear of fly, may encounter many problems as they might have to travel long hours for work. Those who afraid of birds or butterflies will paralyze the minute saw them outside. Now you count; how many birds or butterflies we may see during a day? The interesting point is that in some cases, these phobias can be cured easily by just few hours of therapy.
 
·      identification and treatment
In border personality disorder a series of disorders happen at a same time or minor time difference. So it might be hard to differentiating them from other mental illnesses such as depression, polarity, schizophrenic, paranoia, hyper activity and etc but in psychology there are identifications criteria’s which make it easier to recognize different mental problems. The illness is generally appear in youth (in females is more than males). If the disorder identified later, the treatment will be harder and more complicated and even it may take longer time. Although this kind of disorder may be cured by aging, but leaving it as it is and not seeking the treatment, may have destructive affects on patients’ life. The suggested treatment of these problems is psychotherapy, and medicine is for those who are suffering sudden insanity or depression. In these kinds of people it would be better a better idea to consult a doctor and seek treatment under professional supervision. The medicine also should be recommended only by the doctor himself.
 
·      the treatment options:
Some fear elements are not illnesses and can be treated even without consulting a doctor. These are called natural fears which during them the stress level is completely under control of the patient and will eliminate afterward (like fear of exam). natural fears can be controlled by taking long showers, deep breathing, talking to a trusted person, resting in a dark room… intense short-term and step by step treatment is necessary for emotional disorders such as depression, severe stress and anxiety, inconvenient thoughts, fears and chronic phobias, sexual deflection and disorders, shyness, lack of self-confidence and tics.
Note: it seems that lack of self-confidence, shyness or fear of self-expression is the main and most important reasons of emotional disorders. Also self-confidence is the main element in professional progress. Other elements of mental and emotional disorders like bad events during life time, negative attitude and genetic and organic factors are in second place.
 
·      Treatment:
Fear and stress is two inseparable and perpetual factors. The main factor in fear is stress and vice-a-versa.  Both have many factors creating them in common. fear and stress are displeasing emotional issues that sometimes embroil a normal person with no specific disorder as well. But these factors are more outstanding in the life of those with anxiety disorder. Fear comes from stress because in fact it is an emotional respond along with anxiety confronting specific situations and matters.
 
Psychologists found 4 parts in response of the person suffering phobia:
 
۱-  Recognizing part: the mind is occupied with fear of a potential danger or physical harm. Here, the situation feels disturbing and shameful.
2-  Physical reaction: changes in pupil, breathing order, digesting disorders and bladder quietism is common.
3-  Emotional part: including feeling nervous, weak and tremble.
4-  Classic reaction of escape: In this part, the person is motivated to either attack and destroy the frightening element or escape from it.
 
Although anxiety has same 4 parts, it would be better to distinguish these two from each other. In anxiety, the recognizing part is vague and is not mentally focused. Instead of being aware of a clear and familiar danger, person is just nervous. General idea is that something horrible is about to happen. The person is unable to attack and destroy the source of his anxiety because it’s not clear, yet, he can’t escape too. The physical and emotional parts are same as fear but sometimes it is worse.
Consulting doctor and well-timed detection will make the treatment easier and even faster. If the patient doesn’t respond well to treatment or shows extraordinary fear or have incomprehensible syndromes, them the doctor might suggest using medicine or classic non-medicine treatment such as psychotherapy or hypnotize. Other examples of such treatment are relaxation, reducing sensibility level, stop thinking methods and patterning. In these treatments, the patient will learn to prepare his body for effective and direct encounter with stressful factor.
 

۳۵ ديدگاه

  1. Shahab Ramin

    Sehr geehrter Herr Dr. Beheshtipour , mit Ihrer Erlaubnis übersetze ich Ihren heutigen Bericht *** die Angst *** jeder Mensch von Anfang des Lebens ist mit einem Problem namens Angst begegnet und mehrmals hat sie erfahren , die Angst vor der Zukunft , die Angst vor etwas plötzliches unangenehmes usw. das sind alle solche Erfahrungen , die man im Laufe des Lebens tut , nach der Meinung Psychologen , meistens sind die nachgeahmte Ängste bzw. die gelernte Ängste , haben Sie schon mal gedacht wie die Angst zu Stande kommt ? was passiert dass etwas ängstlich vorkommt ? und sind wir gezwungen dieses zu entfernen , und überhaupt , was geschieht in unserem Körper und warum wir wollen solche Menschen oder Dinge entfernen ? die Psychologen sind der Meinung , dass wenn man mit so einem ängstliche Sache begegnet wird , wird in unserem Körper etwas so reagiert , dass es zu dem selbständigen Nervensystem angehört , der Herzschlag wird erhöht , die Atmung wird kurzer , oberflächiger und schneller , Mund wird getrocknet , alle solche unerwünschte Reaktionen passieren weil das Blut in den Muskeln gesammelt wird , bis man die geeignete Kraft zum Fliehen und zum Krieg mit der Ursache der Angst hat , in der Wirklichkeit manche Sachen verursachen eine Angst ohne dass wir wollen und manche Probleme bringen uns Angst mit dem Einfluss der Begleitung mit solcher Ursachen in anderer Situationen , die Psychologen nennen es Empfindlich-Sein . zum Beispiel : wenn ein Kind gar keine Erinnerung von der Spritze hat , das erste Mal ohne irgendetwas akzeptiert dass ihm der Arzt eine Spritze verpasst , aber für das zweite Mal wird sich das Kind dagegen währen , *** die Bedeutung und Beschreibung der Angst *** die Angst ist ein wirkliche Ereignis , dass das ganze Leben eines Menschen in Betrachtung zieht bzw. beeinflusst , und die Angst wird wie eine Phobie funktionieren , und manchmal verhindert dass man das normale Leben lebt , die Angst ist eine Reaktion chemisch und physisch gegenüber ein Gefahr und allgemein gesehen die Angst hat mehrere Wurzeln der Problemen wovon man keine Ahnung hat bzw. es liegen in seinem Selbstunbewusstsein , das unbewusst die Handlung und die Gedanken einlenkt , also dann viele unsere Handlungen und Ängste sind aus unserer Kontrolle raus , die Angst kommt aus ein unangenehmes und anonymes Gefühl , die begleitet wird mit durcheinander-sein körperlich und Seele , Urvertrauen , Elend und die Quelle davon ist unbekannt , die Angst kommt auch in den wiederholten Situationen vor , wo man mal in der Vergangenheit Stress hatte , alle Menschen werden mal die Angst erfahren aber ständige Angst in nicht normal und bringt Probleme , die Angst hat sich mit der Entwicklung des Menschen langsam mitentwickelt , und die Angst ist vor dem Menschen Sprechen könnten zu Stande gekommen , wenn wir Angst haben , wird in unserem Körper etwas explodiert , die Pupillen werden weit , damit man besser sehen kann , das Hertzklopfen und die Atmung werden schneller , damit man mehr und bessere Sauerstoff Zufuhr hat , man schwitzt damit man kühler wird , die Verdauung wird gestoppt , damit man Energie spart , die Ober Nierendrüsen produzieren KOTIZOL , das ist Hormon für Stress , und die Angst legt den Körper in einer Vorbereitungssituation körperlich und Gedanken , unsere Reaktion der Angst gegenüber ist das selbe wie die Angst , nur mit einem Unterschied , die Ursache unserer Angst kann ohne Grund sein , zum Beispiel wenn Sie mit einem Giftschlange begegnet sind , Ihre Angst ist logisch , aber wenn Sie vor dem Bild eines Giftschlangen genau so viel Angst haben , das ist nicht logisch , die Diskussion der Angst kann man unter anderem Aspekt auch betrachten , nämlich , wenn die Wurzeln unserer Angst nicht klar und eindeutig ist , muss man einen Spezialisten Facharzt dafür suchen , manche Spezialisten suchen die Ursachen der Angst in der Persönlichkeit einzelnen Menschen , wenn die Persönlichkeit durcheinander ist , gibt Alarm für eine ernste psychische Krankheit , und das Zeichen dafür ist die ständige Änderung der Laune , die nicht stabile Laune bringt überall viele Probleme mit , manche von Forscher haben die Ängste in fünf Art und Sorten geteilt , 1. Angst vor alleine sein , 2. Angst vor Tiere , 3. Angst vor Organe Abschneiden , 4. Angst in der Gesellschaft , beobachtet werden usw. 5. Angst vor der Natur , Höhenangst usw. natürlich gibt es jede Menge Wege und Therapien für alle diesen o.g. Ängste , und auch man muss es festlegen in welcher Stufe solche Ängste liegen , und geeignet damit kann man die Therapien durchsetzen , die Angst selbst bringt die innere Unruhe mit , sodass wenn man auch keine Gründe für Angst hat , doch wird man etwas ausdenken und angst haben , das allgemeine herrscht dass solche absolut keine ständige Laune und Gefühle besitzen , solche werden unaufgefordert plötzlich etwas tun , wie weinen oder wütend und nachher werden sie depressive oder haben sie das Gefühl Nichts Sein , und dass die Welt keine Bedeutung hat usw. normaler weise habe sie auch keine Glaube und man darf jede Sekunde überrascht werden . ein Zeichen von Menschen die unter Persönlichkeit-durcheinander leiden ist dass sie sich schlagen , schneiden und Selbstmord versuchen , durch Messerstriche auf die Oberarm , Bauch , Muskeln , Unterarm usw. zum Beispiel die Rechtshänder sieht man es auf dem linken Arm paar Schnitte und Linkshänder umgekehrt , sie werden dadurch genießen und das tut denen nicht weh , und manchmal das Blut davon riechen oder lecken, die Selbstmordversuche bei solche Leute ist sehr ernsthaft und ständig , sie wollen damit ihre innere Unebenheiten entleeren und davon genießen und sich zufrieden fühlen . Die Angst ist bei den Kranken wie Migräne , Blutdrück usw. mehr zu sehen und auch noch ist so was festgestellt , dass die ängstliche Personen sehr viel von Hetzkrankheiten bedroht sind , nach der Forschung in der Harvard Universität die ängstliche Frauen 60% mehr von plötzlichen Tot und Hertzkrankheiten bedroht sind , *** die Angst vor Natur *** die Angst vor Kakerlaken und Spinne nennt man Arachno Phobien ist eine von den meisten Arten der Angst der Welt , 50% der Frauen und 10% der Männer haben es erlebt , nach der Forschung hat man mehr Angst vor der Kakerlaken und vor Spinne als vor einem Gewehr , aber warum ? da gibt keine Statistiken , da kein Mensch davon bisher geredet hat und so gibt es keine Therapie die Forschungen zeigen uns dass 10% der Welt Bevölkerung solche Ängste in einer Phase ihres Lebens hatten , das meiste davon sind , Kakerlaken , Spinne , Höhen , Sturm und Fliegen usw. aber leider weniger als ein Viertel davon haben nach einer Therapie gesucht und die Spezialisten meinen , wir sind in der Mitte einer Angstepidemie , und dieses kann uns Probleme hervor rufen , weil wir dazu neigen uns von der Ursache der Angst zu entfernen und also nie damit begegnet werden , wenn Sie vor eine Sache Angst haben , das Sie noch nicht gesehen haben oder selten sehen , könnten Sie Ihr normales Leben problemlos führen , weil Sie nicht viel Angst haben werden , also dann , Sie werden nicht viel davon fliehen brauchen , aber wenn die Ursache ihrer Angst ständig in Ihrer Nähe ist , kann man nicht so leicht davon kommen , so wird Ihr normales Leben gestört . *** was machen wir mit den wirklichen Ängste *** natürlich viele Menschen werden in solche Situation sein , zum Beispiel in einem Unfall festbleiben , aber die Leute , die im Kriegsgebiet leben oder die , ihre Häuser oft von Erdbeben oder Tsunami bedroht werden , können auch lernen wie man mit der Angst umgeht , nur 15 bis 20% der Leute , die eine Erfahrung der Angst hatten , haben danach das Problem namens Stress nach Unfall , zum Beispiel was ist der Grund dass die Kommandos gut in solche Situationen voll von Stress arbeiten ? in solche Leute ist die Flexibilität der Gedanken viel mehr Wert als deren Flexibilität der Körper und Kraft , die Extra Truppen der Militär lernen ihre Ängste zu beherrschen , sie werden es mit Konzentrieren auf Ziel , tägliche Training und optimistische Gedanken erzielen , ***manche der Ängste als Krankheit fern von Gedanken *** über die Phobie im allgemeinem kann man sagen , wenn etwas gibt , ist auch möglich dass man davon Angst bekommt , einfacher erläutern : man kann gegen alles empfindlich werden oder sein , * Angst vor Spitzen , Messer usw. * Angst vor Teddybären * Angst vor Klan * Angst vor Baum * Angst vor Brechen * Angst vor Angst* Angst vor Schmetterlinge * Angst vor Frosch * Angst vor Gesellschaft * eigentlich diese Ängste könne das Leben lahm liegen , die Angst davor dass man nicht aus der Wohnung raus geht , wenn man nicht die richtige Therapie hat , muss man Jahre lang zu hause eingesperrt bleiben , oder die , die Angst haben vor Fliegen , dann müssen nur mit Auto und Zug reisen , zu bewundern ist es , dass viele solche Ängste sehr schnell geheilt werden können . ** die Diagnose und die Therapie ** manche davon sind doch keine Krankheit und sie können ohne ärztlicher Hilfe geheilt werden , zum Beispiel die Angst vor der Prüfung , das sind solche , die man selbst kontrollieren muss , man kann die natürliche Ängste wie folgt heilen bzw. unter der Kontrolle ziehen , ein langes Bad nehmen , tief atmen , mit einer Vertrauensperson reden , Ruhen in einem dunklen Raum , usw. und die intensive Therapie Schrittweise braucht man unbedingt für die Kranke Gefühle , wie Depression , Stress , Phobie , störende Gedanken , resistente Ängste und Phobien , Sexuelle Unstimmigkeiten , Scharm , keine Selbstbewusstsein , Stottern , Nervosität und Tick , usw. *** Achtung *** das scheint so dass keine Selbstbewusstsein Gefühle , Scharm , Angst vor Vorstellung und mitspielen mitreden , die wichtigste Gründe der Durcheinander Gefühle sind , und auch höhere Selbstbewusstsein Gefühle sind die Gründe der Vorschritt jedes Menschen , und danach kommen die bittere Ereignisse des Lebens , Pessimistisch , Genetische und Organische Gründe . *** Therapie *** die Angst und die Unruhe sind miteinander geflochten und sie sind untrennbar , der Grund der Angst ist die Unruhe und umgekehrt , sie kommen durch viele Gründe aus , sie sind so unangenehm dass man es manchmal bei ruhige Leute auch erlebt , die Psychologen haben es in vier Teilen geantwortet , 1. Anerkennung der kleinste Teil : hier die Beschäftigung der Gedanken sind mit einer Unruhe auf Grund einer Gefahr oder einer peinlichen Situation , 2. Körperliche Reaktion : dieses beeinflusst die Änderung der Pupille , Verdauungsprobleme , unbewusstes Wasserlassen , 3. Hysterische Teil : da sind die Sorge , man fühlt sich schwach , Zittern , 4. Die Reaktion der klassische Entfernung oder Fliehen : hier wird man provoziert die Angstquelle zu stürmen und vernichten oder davon wegfliehen und frei werden . obwohl die Unruhe besitzt alle die vier Teile , aber trotzdem man muss es separat machen , bei der Unruhe die Anerkennung der kleinste Teile ist anonym und vom Gedanken her ist nicht konzentriert , an der Stelle dass man eine bestimmte Gefahr anerkannt hat , leidet man unter Sorge , und denkt , etwas gefährliches käme ihm zu , solche Personen können diese Quelle nicht stürmen und nicht die Unruhe besiegen , weil es nicht festgestellt ist , die Kraft zum Fliehen ist auch nicht vorhanden , alle kleinste Teile der Unruhe sind wie Angst aber stärker . wenn man in der rechtzeitig zum Hausarzt geht und richtige Diagnose mit der Folge der richtigen Therapie durchgeführt wird , wird die Heilung leichter und schnelle erzielt , wenn die Selbstheilung keinen Erfolg beweist , oder sich die Unruhe erhöht , wird der Arzt die klassische Therapie mit oder ohne Medikamente , Hypnotismus vorschlagen , und dazwischen der Therapien mit oder ohne Medikamenten kann man die Beruhigung , Empfindlichkeit Entnehmen , Gedanken Stoppen , Vorlage geben usw. als Beispiel nennen , bei solchen Therapien wird man der Patienten beibringen , wie man den Körper bemerkbar und direkt gegenüber der Ursachen der Unruhe setzen können .

  2. سیاوش صادقی پور

    jبا سلام خدمت شما و همه دوستان شرکت کننده در سایت : با تشکر از زحمات شما علت ترس و راه درمان آن را که فرمودید . توجه: به نظر می رسد عدم اعتماد به نفس، خجالت یا ترس از ابراز وجود یکی از اصلی ترین و عمده ترین عوامل بوجود آورنده اختلالات عاطفی می باشند. همچنین عامل اعتماد به نفس مهمترین عامل پیشرفت کاری و حرفه ای فرد است. عوامل دیگر اختلالات روانی و عاطفی چون وقایع تلخ زندگی، نگرش منفی و عوامل ژنتیک و ارگانیک در اولویتهای بعدی قرار دارند.
    درمان
    ترس و اضطراب دو مقوله‌ی به هم پیوسته و جدانشدنی هستد. عامل اصلی ترس، اضطراب است و بر عکس. ترس و اضطراب عوامل به وجود آورنده‌ی زیادی دارند. ترس و اضطراب حالات هیجانی ناخوشایندی هستند که گاه به گاه افراد بی هنجار را هم مبتلا می سازند. لیکن به شکل بارزتری در زندگی مبتلایان به اختلالات اضطرابی خود را نشان می دهند. ترس از اضطراب ناشی می شود زیرا یک پاسخ هیجانی توأم با دلواپسی است که در مقابل چیزها و موقعیت‌های خاص خود را نشان می دهد. خداوند به شما صبر و آرامش و سلامتی عنایت بفرمایند .

  3. kakuti1001

    بنام خدا با عرض سلام وادب خدمت استاد محترم. پیشاپیش فرارسیدن ماه مبارک رمضان را به شما وهمه دوستان محترم تبریک عرض مینمایم و انشاالله بتوانیم در سایه شما از برکات وفیوضات این ماه بهره ببریم.
    ۱ ترس عبارت است از واکنش (شیمیایی و فیزیکی) درمقابل یک خطر و بطور کلی ترس ریشه بسیاری از مشکلاتی است که فرد از آن آگاهی ندارد و در گذشته فراموش شده او (ضمیر ناهشیار) قرار دارد، که بطور غیر ارادی رفتار و افکار او را جهت می دهد.
    ۲ می ترسیم بدن ما واکنشی انفجاری از خود بروز می دهد؛ مردمک ها گشاد می شوند تا دید بهتر شود، ضربان قلب و شدت تنفس افزایش می یابد تا اکسیژن بیشتری به بدن برسد، عرق می کنیم تا خنک تر شویم، فرآیند هضم متوقف می شود تا انرژی به مناطقی از بدن برود که بیشتر به آن نیاز است و غدد فوق کلیوی «کوتیزول» ترشح می کنند. کوتیزول هورمون استرس است و بدن را در شرایط هوشیاری و آمادگی جسمی و ذهنی قرار می دهد. 
    ۳ وقتی با یک مار کبری رو به رو شوید و قرار باشد مار به شما حمله کند، ترس شما کاملاً منطقی و قابل درک خواهد بود؛ اما اگر عکس یک مار کبری به شما نشان داده شود و بعد شما به همان میزان بترسید این دیگر قابل درک و منطقی نمی باشد.
    ۴چه عاملی باعث می شود کماندوها به رغم کار در شرایطی بسیار ترسناک و پراسترس همچنان بتوانند به این کار ادامه دهند؟ در این افراد انعطاف پذیری ذهنی بسیار بیشتر از توان بدنی اهمیت دارد. نیروهای ویژه نظامی در تمام دنیا یاد می گیرند که بر ترس های واقعی خود مسلط شوند. آنها این کار را با کمک تمرکز روی هدف، تمرینات پی در پی، مثبت اندیشی و تمرینات بدنی به دست می آورند.
    ۵درمان فشرده، کوتاه مدت و گام به گام برای اختلالات عاطفی مانند: افسردگی، استرس و اضطراب، وسواس و افکار مزاحم، ترسها و فوبیهای مزمن، اختلالات و انحرافات جنسی، خجالت و عدم اعتماد به نفس، لکنت زبان، تیکهای عصبی و … لازم می باشد.
    ۶مراجعه به پزشک خانواده و تشخیص به موقع فرد، باعث می شود راه درمان سهل تر و آسان تر صورت گیرد هنگامی که خود درمانی فرد جواب ندهد، یا فرد دچار هراس بیش از حد یا علایمی جدید و غیر قابل توجیه شود. در آن صورت پزشک درمان دارویی یا درمان غیر دارویی (روش‌های کلاسیک) روان درمانی، درمان با هیپنوتیزم را به او پیشنهاد می‌کند.از انواع درمانهای دارویی و یا درمانهای غیردارویی می‌توان تن‌آرامی (آرام‌سازی)، حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی و … را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می‌شود که بدن خود را برای مقابله مؤثر و مستقیم با عوامل تنش زا آماده کند.
    با سپاس از مطالب مفیدتان

  4. ن.موسوی

    ” قدم تازه ای برداشتن “… این چیزی است که مردم بیشتر از آن میترسند…

    ” داستایوسکی “

  5. شبنم ابراهیمی-کاشی

    سلام و عرض ادب و احترام

    چند روز ذهنم مشغول موضوع ترس و راههای برطرف کردن آن است.
    سپاس از مطلب خوبتون. خیلی به موقع بود.

    التماس دعا

  6. مهدی شهرکی

    با عرض سلام ادب و احترام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم و همچنین تشکر فراوان از مطالب اموزنده شما.

    یکی از مشکلات روانی در بین برخی انسان ها، مساله ترس است که در روانشناسی از آن تعبیر به فوبیا می شود و در لسان قرآن و روایات اهل بیت ( علیهم السلام) از تعابیری چون: خوف، خشیت نام برده شده است . گر چه خوف و خشیت نه تنها مشکل روانی نیست، بلکه مورد توصیه آیات و روایات می باشد . (۱) ترس مختص به قشر خاص یا سن خاصی نیست و کم و بیش افراد جامعه با آن دست به گریبان هستند و از آن رنج می برند .

    مراحل ترس
    ترس در وجود انسان مراحلی دارد . افراد در سنین مختلف به یک میزان و از موارد خاصی نمی ترسند . کودک تا سن سه سالگی، از مسائل خاصی می ترسد که شامل، ترس از تنهایی، جدایی از پدر و مادر، گریه دیگران، سر و صدا و … می باشد . از سن چهار تا فت سالگی، کودک معمولا از حیوان، آب، خون، فضای بسته، دکتر و … می ترسد . از سن هفت سالگی تا نوجوانی، کودک از محیط مدرسه، دوست و همکلاسی و معلم و … وحشت دارد و این ترس به خاطر جدایی کودک از محیط خانوادگی است . در نوجوانی، ترس ها فرق می کند . نوجوان ها معمولا از آبرو می ترسند و وحشت دارند که آبرویشان برود و شخصیتشان خرد شود . آن ها از انتقاد وحشت دارند و لذا از امتحان می ترسند و گاه در جلسه امتحان حالشان به هم می خورد; زیرا می ترسند نمره بد بیاورند، همچنین از حسابرسی می ترسند و وحشت دارند .

    از نصیحت کردن دیگران دوری می کنند; زیرا می ترسند از آن ها انتقاد شود و یا برخوردی از طرف ناصح صورت بگیرد که آبروی آن ها را برده و شخصیت آن ها را زیر سؤال ببرد .

    ترس مثبت
    ترس همیشه جنبه منفی ندارد، بلکه یک ترس ارزشی در مکتب اسلام مطرح است که اسلام انسان ها را به اینگونه ترس تشویق و ترغیب کرده است . ترس مثبت، از آن جهت اهمیت دارد و بحثی قابل اجراست که آثار دنیوی و اخروی فراوانی برای انسان به همراه دارد . این ترس نه تنها باعث رکود و سقوط انسان نمی شود، بلکه عامل رشد در بعد معنوی، مادی و دنیوی انسان به شمار می رود . این جاست که اسلام نسبت به ترس مثبت تاکید دارد و آن را یک صفت ارزشی می شمارد و عقیده دارد که اگر انسان ترس مثبت را در خود تقویت کند، ترس منفی در او راه پیدا نخواهد کرد و به کمال و ارزش معنوی نیز دست پیدا خواهد کرد .

    ترس از خداوند
    بالاترین مرحله ترس مثبت، ترس از خداوند است . یعنی آن که انسان از خداوند بترسد، از مقام او خوف داشته باشد و این ترس او را از گناهان باز دارد و به سوی کمال انسانی رهنمون شود . در قرآن، آیات فراوانی پیرامون ترس از خداوند وجود دارد که خداوند مردم را به ترس از خود ترغیب کرده است .

    در سوره مائده، آیه ۴۴ می فرماید: «… فلا تخشوا الناس و اخشون …» ; باید از مردم نترسید و از من بترسید . نشانه ایمان در انسان، این است که از خداوند بترسد . هر چه ملاک های ایمان در اعضاء و جوارح انسان قویتر باشد، ترسش از خداوند بیشتر است . حضرت علی ( علیه السلام) می فرماید: «از خدا طوری بترس که گویا از او هیچ اطاعت و فرمانبرداری نکرده ای و آن گونه به او امیدوار باش که گویا هیچ معصیت نکرده ای .»

  7. محمد مهیار قدیمی

    بسیاری از نظریه‌پردازان، چون جان برودس واتسن و پال اکمن، پیش نهاد کرده‌اند که ترس یکی از چند احساس بنیادین و فطری‌ است (نظیر شادمانی و خشم). ترس از سازوکارهای بقاست و معمولاً در پاسخ به یک محرک منفی خاص روی می‌دهد.

  8. زهابی

    باعرض سلام خدمت استاد عزیز **ترس، قاتل انسان است .وقتی خشمگین هستیم در واقع ترسیده ایم .اگر ترسی در کار نباشد جرا باید نگران باشیم ؟ وقتی نگران هستیم ،در واقع ترسیده ایم . برای از میان برداشتن ترسها ،ابتدا باید به وجود آنها اعتراف کنیم .هنگامی که به ترسهای خود اعتراف کردیم شانس غلبه کردن بر آنها را پیدا می کنیم .بدون تردید !! بسیاری از ما در پشت چهره های شاد و بذله گویی هایمان ، غرق در وحشتیم ،می ترسیم که مبادا شغل ،پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم.از پیر شدن می ترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن …و به خاطر است که رفتار هایمان این چنین جنون آساست *****شهامت زیر بنای اراده و تصمیم است .شهامت به معنی فقدان ترس نیست ،شهامت ،عمل کردن علیرغم ترس است .حال که قرار به ترسیدن است .چرا از چیزهایی بزرگ نترسیم ؟ با تشکر از زحمات شما استاد مهربانم .

  9. سیاوش صادقی پور

    عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان شرکت کننده : ترسندگان در راه دین شش گروهند : نقل از خواجه عبدالله انصاری اول تایبان : تایبان را خوف است . خوف ، ترس توبه کاران است و مبتدیان را حصار ایمان و صلاح مومن . هر که را این ترس نیست ایمان نیست . دوم عابدان : عابدان را وجل وجل ترس زنده دلان است که ایشان را از غفلت رهایی دهد . سوم زاهدان : زاهدان را رهبیت که عشق را از میان ببرد و او خود از خلق ببرُد و در جهان از جهان جدا شود . همه وجود خویش را غرامت ببیند و همه سخنان خود را شکایت نگرد و همه کردار خود را جنایت شمرد . گاهی چون غرق شدگان فریادرس خواهد و گاهی چون نوحه سرایان دست بر دست زند و گاهی چون بیماران آه کشد . چهارم عالمان : عالمان را خشیت . پنجم عارفان : عارفان را اشفاق از رهبیت ، اشقاق پدید آمد و ترس عابدان است . ترسی که نه پیش دعا حجاب گذارد ونه پیش فراست بند ، نه پیش امید دیوار ، ترس گدازنده و کشنده که تا ندای ( لا تخافوا و لا تحزنوا ) نشنود ، نیآرامد . این ترسنده را گاهی سوزند و گاه نوازند و گاه خوانند و گاه کشند . ولی نه از سوختن آه کشد و نه از کشتن بنالد . ششم صدیقان : صدیقان را که از پس اشقاق هیبت است و آن بیم صدیقان است . بیمی که از عیان خیزد و دیگر بیم ها را بیان . چیزی بر دل بتابد چون برق . نه در کالبد و نه جان را طاقت آورد که با وی بماند و بیشتر این حالت در موقع وجد و سماع اتفاق افتد . جز خدمت روی تو ندارم هوسی من بی تو نخواهم که بر آرم نفسی در بر آن را که چون تو یاری باشد گر ناله کند سیاه کاری باشد بر گرفته از کتاب وقت طرب : با تشکر از زحمات شما استاد عزیز.

  10. george

    Hello to my beloved teacher Dr. beheshtipour. When we are able to feel our hand in the hand of God, certainly fear has to escape. Thank you for your kindly effort. Best Regards

  11. امیر مجد

    با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و گرامیم و با تشکر از زحمات و توجه شما. داستانی را در جایی خواندم که برای بنده یادآوری کننده و آموزنده بود که اگر صلاح دانستید آن را در سایت قرار دهید.
    “چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران، افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن و پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود. ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان ۳۵ ساله اومد تو رستوران. چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوان مشغول صحبت کردن با گوشی موبایلش شد و بلند بلند صحبت می کرد.
    بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم . به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده.
    خوب ما همه گیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش، اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم, اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون خانم و آقای مسن رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد .
    خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود، اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم، ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه ۴-۵ ساله ایستاده بود تو صف سینما. از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه.
    دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم، دل رو زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش. به محض اینکه برگشت من رو شناخت. یه ذره رنگ و روش پرید. اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من به شوخی بهش گفتم، ماشا الله تو این ۲ – ۳ هفته بچتون خیلی خوب رشد کرده!. همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت داداش او جریان یه دروغ بود، یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم.
    دیگه با هزار خواهشو تمنا که ازش کردم گفت اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو بشورم، همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن، پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی. امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم، الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم. پیر مرده در جوابش گفت: ببین آمدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود. من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه ۱۸ هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده .
    همینطور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین؟ پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد، پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار.
    من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور آب باز بود و داشت هدر میرفت، تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم. رو کردم به آسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن. بعد آمدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین.
    ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم. گفت دوست عزیزم، پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی آبروی یه انسان رو تحقیر نکنم. این و گفت و رفت.

    یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه , ولی یادمه که مدتی روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم. واقعا راسته که خدا از روح خودش تو بدن انسان دمید.”
    با تشکر از شما. التماس دعا

  12. سیاوش صادقی پور

    سلام استاد گرامی و سلام به همه دوستان : استرس حالتی است که ما در واکنش به فشار دنیای بیرون یا دنیای درون احساس می کنیم . این یک واکنش طبیعی است . واکنش استرس از غریزه فرد در محافظت از خویش در برابر فشارهای عاطفی یا جسمی و مقابله با خطر نشات میگیرد . احساس ما در باره همه چیز نتیجه طرز تفکر ما در باره آنهاست و چگونگی کنار آمدن با وضعیت استرس تغییر در شیوه تفکر نتیجتاً تغییر احساس خویش است . با تشکر از زحمات شما

  13. محمد کاشانی

    عرض سلام و ارادت 

    فکر می کنم منشا ترسها ، می تواند حس مالکیت  و به عبارتی از دست دادن آنچه خود را صاحب آن می دانیم  باشد . اگر برای خود مالکیتی قائل نباشیم و چیزی برای از دست دادن نداشته باشیم  ، اضطراب و ترسی نیز در پی نخواهد بود . 
    امیدوارم با توفیق الهی و توصیه های شما ، نترس یا حداقل کم ترس گردم . 

  14. بنده خدا

    با سلام و عرض ادب و ارادت خدمت استاد مهربان.

    ازحضرت امام رضا (علیه السلام) منقولست که هر که سه روز از آخر ماه شعبان روزه بدارد و به ماه مبارک رمضان وصل کند حق تعالى ثواب روزه دو ماه متوالى براى او بنویسید و ابَوُالصّلت هَروى روایت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا (علیه السلام) رفتم ؛ حضرت فرمود که اى ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى کن در آن چه از این ماه مانده است.

    تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده اى و بر تو باد که رُو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و توبه کن به سوى خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و مگذار در دل خود کینه کسى را مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را که مى کرده اى مگر آنکه ترک کنى و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را :

    خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشت
    ما را نیامرزیده اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان
    بدرستى که حقّ تعالى در این ماه آزاد مى گرداند بندهاى بسیار از آتش جهنّم براى حرمت ماه مبارک رمضان و شیخ از حارث بن مُغَیْرَه نَضْرى روایت کرده که حضرت صادق (علیه السلام) مى خواند در شب آخر شعبان و شب اوّل ماه رمضان :
    خدایا این ماه مبارکى که قرآن در آن نازل گشته آن قرآنى که
    راهنماى مردم گردیده و نشانه هاى روشنى از راهبرى و جدا کردن میان حق و باطل است فرا رسیده پس ما را در این ماه

    سالم بدار و آن را در حال آسانى و تندرستى از ما بگیر اى که بگیرد اندک را

    و بسیار قدردانى کند، این طاعت اندک را از من بپذیر خدایا از تو خواهم که براى من بسوى هرکار خیرى راهى و از هر چه دوست ندارى سر را هم مانعى قرار دهى اى مهربانترین مهربانان اى که
    گذشتى از من و از آن کارهاى زشتى که در پنهانى کردم اى که مرا به سبب دست زدن

    به گناهان نگیرى گذشت ، گذشت ، گذشت تو را خواهانم اى بزرگوار خدایا
    مرا پند دادى ولى من پند نگرفتم و از کارهاى حرام خود بازم داشتى ولى من بازنایستادم پس چه عذرى به درگاهت دارم اى کریم از من گذشت کن که عفوت و گذشتت را خواهانم خدایا از تو درخواست دارم آسودگى هنگام
    مرگ و گذشت در وقت حساب را بزرگ است گناه از بنده ات پس باید گذشت
    از جانب تو نیز نیکو باشد اى شایسته پرهیزگارى و اى شایسته آمرزش عفوت و گذشتت را خواهانم
    خدایا من بنده و فرزند بنده و فرزند کنیز تواءم ناتوان و نیازمند مهر تو هستم

    و تویى که دارایى و برکت بر بندگانت فرو فرستى و تو چیره و توانایى کارهاى بندگانت را

    شماره دارى و روزیشان را قسمت کرده و زبانها و رنگهاشان را متفاوت کردى

    آفرینشى پس از آفرینش دیگر و بندگانت دانش تو را ندارند و قدر تو را ندانند

    و همه ما نیازمند رحمتت هستیم پس اى خدا رو از من مگردان و مرا در کردار

    و آرزو و امور مربوط به قضا و قدر از شایستگان خلق خویش قرارم ده خدایا زنده ام بدار

    به بهترین وضع زندگى و بمیرانم به بهترین مردن (یعنى ) با دوستى دوستانت و دشمنى با دشمنانت

    و رغبت به درگاهت و ترس و خشوع از تو و وفادارى و تسلیم بودن در برابرت

    و تصدیق کردن کتاب تو (قرآن ) و پیروى از روش پیغمبرت خدایا آنچه در دل دارم

    از شک و تردید یا انکار یا ناامیدى یا خوشى یا گردن فرازى یا اسراف در خوشگذرانى یا

    خودبینى یا خودنمایى یا شهرت جویى یا ایجاد دو دستگى یا دورویى یا کفر یا فسق یا
    گناه یا بزرگ طلبى یا چیزهاى دیگرى که تو دوست ندارى پس اى پروردگارا از تو خواهم که آنرا تبدیل کنى

    به ایمان به وعده ات و وفادارى به پیمانت و خوشنودى به قضاء و قَدرت و پارسایى در

    دنیا و اشتیاق بدانچه نزد تو است و فضیلتى و آرامشى و توبه خالص ، این را از تو خواهم

    اى پروردگار جهانیان خدایا تو را بخاطر بردباریت نافرمانى کنند و به طمع جود و کرمت

    اطاعت کنند پس گویا نافرمانیت نکرده اند و من با کسانى که نافرمانیت نکردند همه ساکنان زمین توئیم

    تو بر ما به فضل خویش بخشنده باش و به نیکویى بازگردنده اى مهربانترین مهربانان و درود

    خدا بر محمد و آل او درودى همیشگى که به شماره و عدد درنیاید و اندازه اش

    نتواند جز تو اى مهربانترین مهربانان. رمضان بر همگی مبارک.

  15. m.T

    باعرض سلام خدمت استاد گرامی و همه شرکت کنندگان سایت.
    ازسوسک میترسیم ولی از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم !

    از عنکبوت میترسیم ولی از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !

    از خفاش شب میترسیم ولی از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم !

    از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم ولی از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم !

    از جا نیفتادن خورشت میترسیم ولی از این که هیچ کسی جای خودش نباشه نمیترسیم !

    از دیر جوش اومدن آب برای چای میترسیم ولی از جوش آوردن خون آدما نمیترسیم !

    از لولو خور خوره های تو فیلم ها میترسیم ولی از هیولای نفس نمیترسیم !

    از گم کردن سکه هامون میترسیم ولی از یه سکه پول کردن دیگران نمیترسیم !

    از شکستن لیوان میترسیم ولی از شکستن دل آدما نمیترسیم!

    از لکه دار شدن لباسای سفید میترسیم ولی از کثیف شدن سفیدی روحمون نمیترسیم !

    از خواب موندن میترسیم ولی از عمری که همش به خواب سپری شد نمیترسیم !

    از وقت کم آوردن میترسیم ولی از هدر رفتن وقتی که داریم نمیترسیم !

    از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم ولی از خیانت کردن به خودمون نمیترسیم !

    از اینکه دلمون بشکنه میترسیم ولی از درب و داغون کردن دل آدما نمیترسیم !

    از اینکه دلخورمون کنند میترسیم ولی از دل خون کردن دیگران نمیترسیم !

    از گم کردن راه میترسیم ولی از هیچ وقت به هیچ جایی نرسیدن نمیترسیم !

    از خستگی سفر میترسیم ولی از دست خالی رفتن و برگشتن نمیترسیم!

    از اینکه نادیده گرفته شیم میترسیم ولی از اینکه نادیدنی هارو نمی بینیم نمیترسیم !

    از اینکه یه روز تموم بشیم میترسیم ولی از اینکه تموم نشده بی مصرف بشیم نمیترسیم !

    از اینکه آدما فراموشمون کنند میترسیم ولی از اینکه خدا از یادمون بره نمیترسیم …

  16. سارینا

    با عرض سلام خدمت استاد عزیزم وممنونم به خاطر زحمات بسیار زیا شما.مثل همیشه مطلبتون بسیارعالی بود.

  17. safoora

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بزرگوار.بسیار از مطلبتان استفاده کردم .فکر میکنم عمیق ترین ترس ما از ان نیست که ناتوان هستیم بلکه از ان است که فکر میکنیم بیش از حد توانمندیم.

  18. مریم.

    باسلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوارم وعرض احترام خدمت بازدید کنندگان محترم که با شیرینی کلامتان حلاوت سخنان استاد را بیشتر میکنید…
    ای کاش فبل ازدیر شدن بترسیم….
    ای کاش قبل از شکستن دل مظلومی بترسیم…
    ای کاش قبل از تهمت بستن به بیگناهی بترسیم…
    ای کاش قبل از شروع به هر فعل حرامی بترسیم…
    ای کاش قبل از ریختن هر آبرویی بترسیم….
    ای کاش فبل از دیر شدن بترسیم….
        ای کاش فقط از او بترسیم……

     

  19. بیژن ک

    از همه چیز می ترسیم …
    از زن ، از بچه، از همسایه، از بیماری، از وضع اقتصادی، از پرواز، از رییس شرکت،  از … همه چی
    زندگی پر شده از ترس و نگرانی و از طرفی از  قرصهای آرمبخش …
    لابلای ترسهای کهنه و نو  دنبال چیزی میگردم که نیست …
    ترس از خدا 
    شرم از خدا هم باشه خوبه ، ولی متاسفانه نیست …
    با خودم فکر میکنم این همه ترسهای جورواجور در وجودمون هست بخاطر اینکه ترس از خدا نیست
    اگه از خدا نترسی مجبوری از همه بترسی و اگه از خدا بترسی ترسهای دیگه برات بی معنی میشه …
    انتخاب با ما ست …

  20. بیژن ک

    ” قدم تازه ای برداشتن “… این چیزی است که مردم بیشتر از آن میترسند.
    ” داستایوسکی “

  21. هیچ

    به نام خدا. با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان ارجمند. گاهی ترسهای ما ناشی از نا آگاهی ما نسبت به مسایل است و گاهی منشاء آن احتیاج؛ مانند ترس هایی که کودکان از از دست دادن والدین دارند و یا حتی علاقه زیاد . التماس دعا

  22. azar

    salam
    aya darman ba raveshe biofeedback baraye bartaraf kardan tars va ezterab kargar hasst ya kheir?

  23. علی توکلی

    ممنونم استاد… 

  24. n.aghaee

    سلام و خسته نباشید خدمت جناب دکتر بهشتی و با تشکر از مطالب با ارزشتان.
    ترس از شکست نیرومندترین عامل در تثبیت نگرش منفی است.اگر فرزند خردسالی دارید مراقب باشید که با اظهارات منفی درباره تجربه های گذشته خویش بذر ترس از شکست را در ذهن 
    نقش پذیر او نیفشانید.
    در ماه رمضان بیشتر از همیشه محتاج دعای شما هستم.التماس دعا

  25. محسن بهشتی پور

    خدایا از تو پوزش می‌طلبم!
    اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَیْکَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتى فَلَمْ اَنْصُرْهُ،
    وَ مِنْ مَعْرُوفٍ اُسْدِىَ اِلَىَّ فَلَمْ اَشْکُرْهُ،
    وَ مِنْ مُسى‏ءٍ اعْتَذَرَ اِلَىَّ فَلَمْ اَعْذِرْهُ،
    وَ مَنْ ذى‏فاقَةٍ سَئَلَنى فَلَمْ اُوثِرْهُ، وَ مِنْ حَقِّ ذى حَقٍّ لَزِمَنى لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ اُوَفِّرْهُ،
    وَ مِنْ عَیْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لى فَلَمْ اَسْتُرْهُ،
    وَ مِنْ کُلِّ اِثْمٍ عَرَضَ لى فَلَمْ اَهْجُرْهُ. اَعْتَذِرُ اِلَیْکَ -یا اِلهى – مِنْهُنَّ
    وَ مِنْ نَظآئِرِهِنَ‏اِعْتِذارَ نَدامَةٍ یَکُونُ واعِظاً لِما بَیْنَ یَدَىَّ مِنْ اَشْباهِهِنَّ، فَصَلِّ
    عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ نَدامَتى عَلى‏ ما وَقَعْتُ فیهِ مِنَ الزَّلاَّتِ،
    وَ عَزْمى عَلى‏ تَرْکِ مایَعْرِضُ لى مِنَ‏السَّیِّئاتِ تَوْبَةً تُوجِبُ لى مَحَبَّتَکَ، یا مُحِبَّ التَّوَّابینَ.
    ترجمه
    بار خدایا به پیشگاهت عذر خواهم در حق ستمدیده‏اى که در حضور من بر او ستم رفته و من یاریش ننمودم،
    و از احسانى که در حقّم شده و شکرش را بجا نیاورده‏ام،
    و از بد کننده‏اى که از من پوزش خواسته و عذرش را نپذیرفته‏‌ام،
    و از فقیرى که از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجیح نداده‏ام،
    و از حقّ مؤمن حق دارى که بر عهده‏ام مانده و آن را ادا ننموده‏ام،
    و از عیب مؤمنى که بر من آشکار گشته و آن را نپوشانده‏ام،
    و از هر معصیتى که برایم پیش آمده و از آن دورى نجستم.
    بار الها ازهمه آنها و از آنچه مانند آنهاست از حضرتت با دل آکنده از پشیمانى عذر میخواهم، عذرى که مرا در آینده از نظایر آنچه بر من گذشت بازدارد، پس بر محمد و آلش درود فرست وپشیمانیم را بر لغزشهایى که گرفتارشان شده‏ام و تصمیم را بر ترک گناهانى که برایم پیش آیند توبه‏اى قرار ده که برایم موجب عشق تو گردد، اى دوستدار توبه کنندگان.

  26. هم سلولی

    سلام
    طاعات وعباداتتون مقبول درگاه حق انشاالله
    ازتون ممنونم
    برام دعا کنید
    یاعلی

  27. بنده خدا

    با سلام و عرض ارادت. در جائی این ابیات رو خوندم. حرف دلم بود. دعا کنیم تا خداوند همۀ درهای بسته رو به روی همۀ نا امیدها باز کنه.

    همه روز روزه رفتن همه شب نماز کردن
    همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن
    ز مدینه تا به مکه به برهنه پای رفتن
    دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن
    به معابد و مساجد همه اعتکاف جستن
    ز مناهی و ملاهی همه احتراز کردن
    شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
    ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
    به خدا قسم که آن را ثمر آنقدر نباشد
    که به روی نا امیدی در بسته باز کردن.
    التماس دعا.

  28. وحید

    با عرض سلام خدمت استاد ارجمند

    ممنون از مطالب ارزشمندتان امیدوارم دراین ماه بخشش خدا و دعای شما شامل حال منه …..

    بشود

  29. لیلی

    مولا علی (علیه السلام) : جز از گناه خود مترس. غررالحکم

  30. موذن

    گاهی دلم برای تو تنگ می شود گاهی دلم برای خودم تنگ می شود / گاهی زمین گاهی زمان خوش آهنگ می شود/ گاهی صدا ز ناله و زخمی ز دل  هما هنگ می شود……
    یک جا هنوز صدای خوش دوستی هست یک جا هنوز نهایت مردانگی هست …….باید بشورم به یکتایت قسم باید برای رخت های دوخته تنی پیدا کنم……..ببین نگاه کن!  شام را به سفره خوبان که می بری یک لحظه از غفلتیان خدا  یاد کن….
    نا دیده رنج که گنجت بداده اند!! با این فقیران بی نوا  نهار کن…….نامی که از قدیم و جدیدش شنیده ای با یک قلم به سیاهه ات دوات کن/////مارا فرامش و با خوشان خوشی روزی به چشم ما به جهانت نگاه کن…….

  31. sahe1366

    ممنون از اطلاعات مفیدی که ارائه دادید!

  32. م.محمدی 134

    اول از روی ادب ای گل خوشبو سلام دوم از روی محبت به تو دارم پیام

    بی تو ای دوست جهان زندان من است تا تو هستی در برم زندان گلستان من است
    خدایا ما اگر بد کنیم تو را بنده ها ی خوب بسیار است . تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟

  33. علی توکلی

    سلام و عرض ادب..امروز با این بیت برخورد کردم از شاعری به نام “رعدی آذرخشی”… امید آنکه مقبول نظر افتد:  

    به عشق کوش تا در دل تو ، ره نکند / 

    نه ماجرای وجودی ،نه وحشت عدمی

  34. مرضیه

    من یه مدت طولانیه که ترس عجیبی تو وجودمه و هر کاری میکنم از شرش خلاص نمیشم.توی وب هرچی دنبال یه راهی بریا حل مشکلم میگردم پیدا نمیکنم لطفا کمکم کنید 

  35. یاسمین

    من خیلی ازپرنده ها میترسم خیلی فکر کردم تاریشه ی ترسموپیداکنم وبرای غلبه بهش یه کاری بکنک اما تاحالا موفق نشدم و واقعا نمیدونم باید چی کار کنم اگه میتونید راهنماییم کنید

ارسال ديدگاه


+ پنج = 11