هیپنوتیزم چیست؟ پاسخ به یک سئوال | وقت طرب
۰۶ اردیبهشت ۱۳۸۶

هیپنوتیزم چیست؟ پاسخ به یک سئوال

هیپنوتیزم چیست :
هیپنوتیزم، انسا ن را قادر می ‌سازد تا بتواند به این روح لطیف دست یابد. هیپنوتیزم به معنی خواب مصنوعی و مشتق از ریشه یونانی هیپنوسیس به معنی خواب است. کلمه هیپنوتیزم به عمل خواب کردن اطلاق می‌شود و کلمه هیپنوز[۱] حا لت خلسه و رخوتی است که توسط هیپنوتیزم کننده (عامل) در شخص هیپنوتیزم شونده (سوژه) حاصل می‌ شود و به عبا رتی می‌ توان گفت حالت پذیرش روانی خاصی است که سوژه را برای اجرای دستورات عامل مستعد می‌ سا زد.
تاریخ هیپنوتیزم نوین با زندگی دکتر «فرانتس آنتوان مسمر»[۲] آغاز می ‌شود که در فواصل سال ‌های ۱۷۶۰ تا ۱۸۴۲ زندگی می ‌کرده است. او به ابعاد و اهمیت نظریه مغناطیس حیوانی که صدها سا ل قبل از او هم وجود داشت اهمیت و اعتبار زیادی بخشید. وی بر اسا س این نظریه جذاب و قدیمی، سیستم درمانی نو و پر قد رتی را بنا نها د و علت پیدایش تمام بیما ری‌های انسا نی را اختلال در توزیع این «بحران‌ های مغناطیسی» دانست.
دکتر مسمر با تعداد بی ‌شماری از پدیده هیپنوتیزم روبرو شده بود، ولی او کا ملاً از این مسئله بی ‌خبر بود و بعد ها یکی از شاگردان او به نام «مارکی آرماند پویی سگور»[۳] با خلسه هیپنوتیزمی بر خورد کرد و آن را «سومنا مبولیسم»[۴] مصنوعی نامید. وی این حالت را مشابه با وضعیت خواب گردی می دانست که در برخی از افراد در شب و در جریا ن خواب پدید می ‌آید. پیروان دکتر مسمر و پویی سگور هم به غلط به عقیده مغناطیس حیوانی معتقد بودند تا اینکه در سال ۱۸۴۱ دکتر «برید»[۵] واژه هیپنوتیزم را که از لغت یونانی هیپنوتیس به معنای خواب گرفته شده بود برای این حالت انتخاب کرد. از دیگر دانشمندان بزرگ هیپنوتیزم دکتر «مولگیس»[۶] متخصص عصب شناسی انگلیسی است که سخنرانی و نظریا ت نوین او در کنگره روانشناسی بین‌ المللی در لنینگراد معروف است.
ایشان در یکی از مقالات خود در مجله پزشکی بریتانیا می ‌نویسد. به استثنای مشاوره‌ های پزشکی بسیار زیاد در کلینیک ‌ها و درمانگا ه ‌ها و غیره در طول طبا بت خصوصی خودم با لغ بر شصت و دو هزار بیمار را از طریق معا لجه روانی و اکثراً بوسیله هیپنوتیزم معا لجه کرده‌ ام که تما می آن ‌ها در پرونده ‌های جداگا نه ثبت و ضبط شده است. از این مجموع با لغ بر ده هزار الکلی، دوازده هزار حا لت افسرد گی روانی سخت، ده هزار مبتلا به بیماری‌ های خواب، به هم خوردن توازن خونی، پا نزده هزار مبتلا به بیما ری ‌های روان ‌تنا سلی و تعداد بی ‌شماری حالات نا متعا دل روانی(پسیکوپات[۷]) را از طریق هیپنوتیزم معا لجه کرده‌ ام.
انسان الگویی منحصر به فرد و ترکیبی تازه و قدرتمند از استعداد های قدیمی است. برای مدتی طولانی یک یا چند مورد از این توان ‌ها، چیره و بطور مؤثر توسط سایرین مخفی می‌ ماند. اکنون انسان این مطلب را کشف کرده است که قادر است با انجام تمرکز، ذهن خود را فعال کرده و این هدیه خارق العاده را در جهت پیشرفت خود و سلامت محیط و تن قرار داده و می ‌تواند نتایج شگفت انگیزی را در زندگی روزمره خویش شاهد باشد که محصول تمرکز هستند. نتایج و صحنه ‌های شگفت انگیزتر را می‌ توان در برخی حوادث و رویداد ها دید. بی‌ ‌گمان در موقعیت های بسیار اضطراری قرار گرفته و شاهد عملکرد و نبوغ غیر منتظره خود یا دیگران بوده‌ ایم. در یک موقعیت اضطراری شما اگر دست و پای خود را در مواجهه با آن موقعیت گم نکرده باشید به قدرت و راه ‌حل ‌های شگفت انگیز و اغلب کارسازی می ‌رسید که در مواقع عا دی فکر هم آنگونه عملکرد و قدرت را نمی ‌توانید در خود بیابید و این مسئولیتی است که یک فرد هیپنوتیزور می‌ باید در سوژه توسط تقویت تمرکز وی در حالت هیپنوز بوجود آورد .
دکتر فولگیس استاد دانشگاه تورو ، نیویورک عقیده دارد که الکترود ها در داخل جمجمه همان کاری را می‌ کنند که هیپنوتیزم انجام می‌ دهد. با این تفاوت که ممکن است دانشمندان برای اجرای تحریکات، با الکترود ها در بعضی موارد نتوانند یاخته مورد نظر را در مغز پیدا کنند ولی در هیپنوتیزم این عمل به خودی خود انجام می ‌گیرد. زیرا تلقینات شبیه امواج فرستنده از گوش وارد مغز و خود به خود وارد همان یاخته مربوطه می ‌شود و کار درمان را انجام می ‌دهد.
تاثیرات هیپنوتیزم در سلول‌ های مغزی
دکتر فولگیس می ‌گوید که تحریکات برونی در انسان ممکن است به سه گروه تقسیم شوند و این حقیقت را مورد تأکید قرار می ‌دهند که نتایج تحریک که بر ساختمان شخصیت انسان تأثیر می ‌گذارد به ترتیب دارای خواص روان‌ بدنی یا روان‌ تنی می‌ باشد. این تحریکات عبارتند از:
۱- تحریکات غیر شرطی[۸] این تحریکات بیشتر در نخاع شوکّوی و بصل النّخاع درک می ‌شوند.
۲- تحریکات و تأثیرات هوشی دماغی: [۹] به مفهومی جدی، اطلاعات عقیده منطقی و ترغیب، که از طریق شبکه مخابراتی(عصبی) دوم تأثیر گذارده و به بالاترین قسمت قشر هوشی مغزی متوجه می ‌شود. و به نوبه خود در مقابل تأثیر تلقینات، سدی ایجاد می ‌کند.
۳- هر نوع تحریک شرطی[۱۰] که از طریق عضو شنوائی مغز و مسیر شنوائی (مرکز صحبت کردن) درک شود. بین دو نوع نفوذ مذکور، یک تحریک تلقینی هیپنوتیکی وجود دارد، از این رو تلقینات شفاهی ممکن است دارای تأثیر روانی‌جسمی (پسیکو ارگانیک[۱۱]) و روانی ‌خلقی[۱۲] عمیقی در انسان باشد و مسیر و و مراحل نسبتاً مستقیم را طی نموده و از طریق تعادل ‌های روانی ‌خلقی درک شوند و از نظر روانی و طبی دارای تاثیرات وسیعی باشند.
دانش مربوط به ساختمانِ فیزیولوژی و توانائی اعصاب، در حوزه تغییر چند تحریک همزمان و حوزه ‌های عصبی در آکسون به طرف خارج و داخل یعنی ارتباطات متداخل مرکزی می ‌باشد. به این ترتیب روابط بیولوژیکی اعصاب از نظر انعکاس مستقیم و انعکاس غیر‌مستقیمِ تلقینات هیپنوتیکی و انواع تأثیرات قشر خارجی[۱۳] و داخلی از آنچه سابقاً تصور می‌ شد به مراتب پیچیده ‌ترند. همه این ‌ها به مفهوم واقعی، بی ‌نهایت با یکدیگر وابسته و مربوطند.
ما بخاطر پیشرفت علم و دستیابی به علوم بسیار جدید الکترومیکروسکپیک[۱۴]، سایبرنتیک[۱۵] و الکتروتونیک هیپنوتیکی بیشتر می ‌توانیم فعالیت‌ های آنها را نسبت به ده سال گذشته دنبال کنیم و همچنین از طریق تحقیقات الکتروانسفالوگرانیک جدید تأثیرات جریانات الکتریکی بر مغز مورد تأیید قرار می ‌گیرند کسانی که با ساختمان مغز و اعصاب آشنایی دارند برای «حرف» و «تلقین» ارزش فوق‌العاده ‌ای قائل هستند. با حرف و تلقین می‌ توان غدد مترشحه دهان و حتی سایر غدد را تحریک کرد. با حرف و تلقین می‌ توان ایجاد ترس را از بین برد. سخنرانان بزرگ با حرف و تلقین مردم را در زمان ‌های خاص به حرکت در می‌ آورند. با تلقین در حالت هیپنوز با اثر بسیار زیاد، ترس و اندوه و اضطراب و بسیاری از عواطف و احساسات منفی دیگر بوسیله اعم از حقیقی یا خیالی وارد مغز می ‌شود و از طریق دستگاه سلسله اعصاب با ماهیچه ‌ها به غدد صنوبری فشار وارد می ‌شود.
در نتیجه غدد صنوبری ماده‌ ای بنام (اس‌تی‌اچ) [۱۶] زائد بر احتیاج ترشح کرده. این ماده از طریق خون وارد سایر غدد و سایر اعضاء بدن می ‌شود و در نتیجه عواطف مثبت نظیر امید، نشاط، عشق و محبت از طریق حواس وارد مغز می ‌شوند. عواطف مثبت را می ‌توان بوسیله هیپنوتیزم خیلی قوی ‌تر ایجاد کرد. همچنین می ‌توان انقباض عضلات را توسط هیپنوتیزم از بین برد.
خطرات هیپنوتیزم
حال که از موفقیت‌ های علم نوینِ هیپنوتیزم صحبت کردیم بهتر است کمی هم به خطرات این موضوع بپردازیم. قبل از آنکه فردی را هیپنوتیزم کنید بایستی از خطراتی که پیش روی شما قرار دارد آگاه باشید. به این ترتیب شما می‌ توانید پیش بینی ‌های لازم را نموده تا در شرایط اضطراری به کمک و یاری سوژه خود بشتابید. اول اینکه باید هیپنوتیزور بخوبی به جنبه های تئوری و عملی هیپنوتیزم مسلط باشد، در این شرایط می ‌توان خطرات و اشتباهات را به حداقل ممکن تقلیل داد.
۱- ترانس و فرانس: اولین خطری که در زمینه هیپنوتیزم وجود دارد، خود عمل هیپنوتیزم کردن است. هیپنوتیزم یک نوع ارتباط بین فردی است و مانند سایر روابط اجتماعی، بایستی با دقت و ظرافت زیادی صورت گیرد. از آنجایی که رابطه‌ ای عمیق بین هیپنوتیزور و هیپنوتیزم شونده بوجود می ‌آید[۱۷] که خارج از میدان و حیطه هیپنوتیزم است و این امکان وجود دارد که بین هر پزشک و روانشناس و درمانگر با بیمارش این پدیده تراس و فرانس پدید آید. از طرفی این احتمال وجود دارد که بر اثر هیپنوتیزم بدون هیچ گناه یا انحرافی، بیمار دچار این توهم شود که توسط هیپنوتیزور مورد علاقه یا ارتباط قرار گرفته است.
بهترین راه جلوگیری از این خطر اینست که هیپنوتیزور هرگز نباید سوژه مورد هیپنوتیزم را تنها و بدون همراه ببیند، بهتر است که به هنگام انجام امور هیپنوتیزم بیمار حتماً با یک نفر همراه اعم از پدر یا مادر و یا خویشاوندان خود حضور یابد و از طرفی شخصی که هیپنوتیزم را انجام می ‌دهد می ‌بایست همیشه فاصله خود را در رابطه با سوژه حفظ کند و از ادای کلمات و جملات انحرافی خودداری کند. باید سعی شود تلقینات بر طبق شرایط خاص داده شود و از بروز احساسات زیاد اجتناب گردد.
۲- کاتالیپسی :ایجاد تغییرات سریع و شدید احساسی در سوژه بسیار خطرناک است. در صورتی که نیاز به ایجاد کاتالیپسی[۱۸]، این پدیده بایستی تدریجی و به آهستگی صورت گیرد زیرا انقباض ناگهانی و شدید تارهای عضلانی می‌ تواند صدمات فراوانی را در سوژه بوجود آورد که یکی از آن ‌ها پارگی برخی از تارهای عضلانی می‌ باشد. باید بخاطر داشته باشید هر عملی که در شرایط عادی خطرناک است، در حالت هیپنوتیزم هم می ‌تواند مخاطراتی همراه داشته باشد. هنوز هم گروه زیادی از مردم متأسفانه بر این باور هستند که در شرایط خلسه هیپنوتیزمی سوژه می‌ تواند از آسیب و عوارض برخورد با اجسامِ به شدت سرد، یا بسیار گرم و یا جراحت ‌زا، محفوظ و مصون باقی بماند. این عقیده نادرست و باطل است، زیرا به علت بی ‌حسی ممکن است از سوژه هیپنوتیزم شده بخواهید که کارهایی انجام دهد ولی بخاطر داشته باشید که ممکن است فرد در حالت هیپنوتیزمی دچار سوانح مختلف از جمله سوختگی گردد. همیشه به یاد داشته باشد که فرد هیپنوتیزم شده نیز مانند انسان ‌های دیگر است، بنابراین تمام کارهایی که در شرایط عادی برای دیگران خطرناک است برای او نیز در حالت خلسه مخاطره آمیز می ‌باشد.
۳- بیماران قلبی ، افرادی که به بیماری قلبی دچار هستند نباید هیپنوتیزم شوند زیرا این احتمال وجود دارد که بیمار در جریان خلسه با شوک یا هیجان فوق العاده روبرو شود و این امر احتمال حمله قلبی را افزایش می‌ دهد.
۴- بیماران یا افرادی که هیستری هستند . افرادی را هیستریک می ‌گویند که با مختصر محرکی شدیداً گریه یا خنده می ‌کنند. هر چند هیپنوتیزم زیانی به این افراد وارد نمی ‌کند اما بخاطر اینکه این افراد در حالت خلسه، بسیاری از تظاهرات اغراق آمیز را از خود نشان می ‌دهند بهتر است از این گونه اعمال بر روی این افراد خودداری شود.
۵- برگشت سوژه . هیچگاه نباید سوژه را ناگهانی از خواب بیدار کنیم، هیپنوتیزور باید با خون سردی و شکیبایی رفتار سوژه را کنترل نماید و بر حالات مختلف او نظارت مستمر داشته باشد و با کلمات و جملات شیرین و آرامش بخش او را به حالت تعادل بازگرداند و آرام نماید.
متأسفانه بدلیل وجود کتب و مقالات غیر علمی فراوانی که در زمینه هیپنوتیزم انتشار یافته است تصویری که از هیپنوتیزم در ذهن عموم مردم نقش بسته است اشتباه می ‌باشد و به فنی اطلاق می ‌شود که با استفاده از آن هیپنوتیزم کنترل فرد هیپنوتیزم شده را بدست می‌ گیرد و با بهره گیری از این فن قادر خواهد بود که دست به کارهای غیر ممکن بزند. از طرفی با توجه به اینکه هیچکدام از هیپنوتیزورهای غیر علمی نتوانسته‌ اند ادعاهای اغراق‌آمیز خود را به اثبات برسانند، عده‌ای از افراد، هیپنوتیزم را نوعی کلاه ‌برداری و شعبده بازی در نظر می ‌گیرند. مسئله دیگری که لطمه زیادی به علم و هنر هیپنوتیزم وارد کرده توجه مردم به موضوعات ماوراء‌‌الطبیعه و احضار ارواح می ‌باشد. عامه مردم هیپنوتیزم را به علت احساساتی که می‌ تواند در افراد ظاهر کند مترادف با احضار ارواح دانسته و جنبه متا فیزیکی به آن دادند. در حالی که چنین نیست و باید بدانیم که احضار ارواح یا طلسمات و سحر و جادو و غیره امری غیر علمی بوده و ربطی به هیپنوتیزم ندارد. همانطور که در بالا اشاره شده هیپنوتیزم یک نوع ارتباط مغناطیسی و روحی با ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه شخص می‌ باشد که می‌ تواند کلیه سیستم اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک را به کنترل خود درآورد. به عبارتی می ‌توان گفت که هیپنوتیزور با توجه به تجارب و علومی که در این زمینه فرا گرفته است سوژه را توسط خودش به سمت به اهداف متعالی و بزرگ، سوق می ‌دهد. بر این اساس هیچگونه ربطی با خرافات و اوهامات ندارد. البته شاید افرادی سودجو باشند که برای بزرگ نمایی و قدرت طلبی خود بخواهند این علم را اغراق آمیز و غیر قابل باور نشان دهند، اما اینچنین نیست.

[۱] – Hypnos
[۲] – Mesmer
[۳] – Marki Armond Poee Segur
[۴] – Somnambolism
[۵] – Dr. Brid
[۶] – Molgis
[۷] – Psychopat
[۸] – Unconditioned stimuli
[۹] – Intellectual–mental –Influncesin a strict sense
[۱۰] – Anyconditionel stimuli
[۱۱] – Psychoorganic
[۱۲] – Psychonumoral
[۱۳] – Cortico and neocortico visceral psychosomatic
[۱۴] – Electromicroscopic
[۱۵] – cybernetic

ديدگاه ها در اين مطلب .